کور / هراړخیز / آوارگان افغان، همیشه بی پناه و سرگردان

آوارگان افغان، همیشه بی پناه و سرگردان


درین روز ها به دو خبر مختلف که به هم مرتبط هستند بر میخوریم، یکی اعلام متواتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل تحد یا« UNHCR» در مورد اوضاع بسیار رقت بار و سرنوشت نا معلوم آوارگان سه و نیم دهۀ افغان در داخل« بیجا شدگان» افغانستان و در ممالک جهان بوده و دیگری سالگرد شصت و یکومین سال ایجاد کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد میباشد.






از همان آغاز بدبختی های نا فرجام ملت افغان با اشغال سرزمین ما توسط اتحاد شوروی وقت، البته به کمک وطن فروشان خلق و پرچم، بزرگترترین تراژیدی انسانی قرن به ارتباط اوضاع ناهنجار و خونین افغانستان شکل گرفت. در پهلوی یکونیم ملیون شهید مظلوم افغان، در حدود شش ملیون سکنۀ بی پناه با فرار و ترک اجباری وطن، سرپناهان خویش را از دست دادند و راهی سر زمین های بیگانه گردیدند. البته اظهر من الشمس است که با بمباردمان های مهلک و بیحساب برمردم بینوا و بی پناه ما، ۱۷۰۰ قریۀدر مادر وطن با خاک یکسان گردید و از نقشۀ عالم ناپدید گردید. این تراژیدی خون آلود، در پهلوی کشته گان، ملیون ها زخمی و بی پناه را مجبور به دربدری رقت آور در مملک همسایه نمود که علی الرغم بازگشت قسمتی از بی سرنوشتان به وطن، با عدم موجودیت سرپناه و کار ووسایل معیشیت، لاجرم سلسلۀ اجبار ترک وطن همچنان  ادامه دارد.


بعد از شکست شرم آور ابر قدرت توسط مجاهدین واقعی و سرسپردگان و ترک خفت آور افغانستان، متأسفانه با هجوم سران تنظیمی و تقسیم و ترکۀ پایتخت، اینبار شهر کابل به میدان جنگ قدرت طلبان حریص مبدل گردید که با کشتار فجیع و قتل عام های هموطنان بی دفاع و جاری گشتن خون در سر تا سر شهر، بیشتر از شصت و پنج افغان معصوم دیگر شهیدگردیدند. دردا که با آمدن قدرت های مختلفه یکی به دنبال دیگر تا امروز، خون ریزی ها و کشتار سه و نیم دهه به نحوی ادامه دارد که اوراق تاریخ را با ماجراهای گوناگون قساوت بشری رنگ میزند و در شرائط تاریک فعلی، متاسفانه انجامی برای آن تصور نمیتوان نمود.


بهرحال، مؤسسات حقوق بشر بین المللی منجمله کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد که بنام ایجنسی آوارگان ملل متحد هم نامیده میشود، وقتاً فوقتاً نظر به اوضاع وخیم، تغیرات در اوضاع پناه گزینان افغان در ممالک همسایه و حالت زار و بی پناهی بیجا شدگان در داخل مملکت، اخطاریه هایی صادر مینمایند. این اختاریه ها که نه اقدامات مفیدی را برای حل اساسی مشکلات آن کتلۀ محروم از امکانات حد اقل معیشت، در دولت حامد کرزی سبب میگردد و نه همسایگان قسی القلبی که از پهلوی این بینوایان دهه هاست که به هر نوع نوایی رسیده اند، ترحمی به حال آنان مینمایند.


 


سال هاست که شاهدیم که سرنوشت این هموطنان بی پناه که در ایران با مظالم غیر قابل باور روبرو هستند و در آن اعدام های بدون محکمه، منع ورود در ایالاتی که قدغن گردیده، بستن مکتب و تحصیل بروی اولاد افغان و هزار و یک درد بیدرمان دیگری را که جمهوری مخوف« اسلامی ایران» بر پناهگزینان افغان « مسلمان» روا میدارند، با چه شکنجه های بشری همراه است. بیشتر این حالت غیر قابل توصیف آورگان افغان در ایران، به یقین از طرز العمل ناقص و بی اعتنایی حکومت کابل هم صورت میگیرد. دولت کرزی به ایران اجازۀ مصرف ملیون ها پول نفت ایران را برای ارتشاء در مثلث اداری خود از بالا تا پائین مجاز دانسته و وکلای پارلمان را هم با وجود شناسایی هر یک، میگذارد که تابع اوامر سفارت ایران در کابل باشند و اختیارات وزارت کلتور و تلوزیون ها را هم دودستی به سفارت مذکور تفویض نموده است، ولی جرأت بازخواست مظالم غیر انسانی آشکارا و روز افزونی را که ایران بر آوارگان مجبور افغان که امکان حد اقل حیات در مملکت خودشان میسر نیست، وارد مینماید، جناب رئیس جمهور و اعضای محترم کابینۀ وی، مخصوصاً دو معاون وابسته به آخوند های ایرانی وی هرگز ندارند.


پاکستان همسایۀ مسلمان دیگر که از برکت جنگ های تباه کن افغانستان و دربدری و بیخانمانی آوارگان بی پناه آن به آنچه ثروت و مکنت بیحساب و باد آورده که در خواب هم دیده نمیتوانست رسید. بعد از توطئۀ جذب و تربیت بچه های محروم از مکتب کمپ های آورگان افغان فقیر و محتاج، با شستوشوی مغزی و تعلیم آدم کشی توسط آی اس آی به آنان، گروه طالب را برای تصرف افغانستان بی صاحب از ورای سرحدات ما به داخل گسیل داد. تنظیم های تشنۀ قدرت و ثروت با فرار خود افغانستان ویران و ملت مظلوم آنرا در منجنیق دیگری گذاشتند. درین دورۀ سیاه و قهقرائی، بازهم سیل آوارگان از اقوام مختلفه راه ممالک همسایه را در پیش گرفتند و ترک وطن و دیار نمودند.





بعد از شکست طالبان و تشکیل دولت جدید به کمک قوای خارجی و مصارف بی حد و حصر و سرازیر گشتن پول زیاد به سرزمین فقیر ما، گویا به امید ایجاد صلح و باز سازی و تشکیل یک ته بنای محکم اقتصادی، سیل مهجرین افغان با آرزوی بازگشت و اقامت در وطن از ورای سرحدات به سرزمین ویران خویش سرازیر گردیدند. این بازگشت بیشتر به خواب و رویایی شباهت داشت که باور آنرا مهاجر آوارۀ افغان برای همیشه دور ازحقیقت میدانست، ولی حال وعدۀ این رویای طلایی برای اکثریت قابل لمس گردیده بود. آری دروازه های یک افغانستانی که نوید آبادانی و صلح را برای مردم مهجور و آوارۀ خود میداد، کاملاً برای پذیرایی و استقبال فرزندان وطن باز گردیده بود……..منظرۀ موتر های بس که هموطنان را از اقصی نقاط ممالک همسایه از سرحد عبور داده داخل خاک مقدس افغانستان جنگ زدۀ ویران مینمود، اشک و لبخند، هردو را در چهرۀ هموطنان نقش مینمود. اهل کسبه که در حقیقت در ممالک میزبان اهلیت و تجربۀ کافی اندوخته بودند، بیشتر به هوای آبادی وطن و امکان امرار معاش با خانواده های خویش


بازگشتند……مهندسان، نجاران، گلکاران، بسته کاران و امثال آنان به امید ترویج آبادی و تعمیرات بروی ویرانه های وطن، از همه بیشتر در مملکت جا بجا شدند.


ولی دیری نگذشت که همه امید ها برباد رفت، با قانون تجارت آزاد، خواب حمایه و تشویق صنایع داخلی و ساختن فابریکه جات، با سیل امتعۀ خارجی و اشغال بازار های داخلی توسط آن برباد رفت. پس در حقیقت تخمین فیصدی جذب کارگر و انکشاف آن به تناسب نفوس جوان، مفهوم خود را از دست داد.


هر پروژۀ تعمیراتی با خود گروپ های کارگر پاکستانی، نجار، بسته کار، مهندسین و دیگر عمله و فعلۀ را با خود به مملکت وارد نمود که این خیانت آشکارا بر قدرت کار افغان، با ایجاد بیکاری بازهم سبب فرار از وطن مأیوسانۀ کارگران افغان را در قبال داشت. 


ادارۀ علنی و غیر علنی مملکت توسط جنگ سالاران، مجرمین جنگی، گروپ های غیر مستحق، اشخاص بی سویه و فاقد تعلیمات کافی، تنظیم های جهادی وابسته به ممالکی که چشم طمع به منافع افغانستان داشتند و تاراج و استعمال بی حساب کمک های سرشار خارجی که باید برای باز سازی و امنیت بکار گرفته میشد، افغانستان را قبل از استقرار و ثبات نسبی، بسوی فساد گسترده و وحشتناک اداری رهنمون گشت.


نتیجه این شد که به مناسبت تقسیم غیر عادلانۀ عواید ملی، بیکاری سرسام آور، علی الرغم آنهمه پولی که برای انکشاف اقتصاد و باز سازی، از هرگوشۀ جهان در افغانستان سرازیر گردید، ملتی که بیشتر از نصف نفوس آن کاملاً زیر خط فقر و گرسنگی قرار گرفته است، بازهم  ایجاب فرار به همان مملکی را مینماید که در صدد اخراج، آزار و نپذیرفتن افانین بیسرنوشت هستند….. دردا که هر روز سیل مردم نا امید و مایوس، به تلاش ترک وطن بسوی سرنوشت تاریکی در حرکتند.


از جانب دیگر بمباردمان ها و جنگ در مناطق پر آشوب پشتون نشین  افغانستان، آوارگان آن مناطق را اجباراً به طرف شهر ها سرازیر مینماید. یکی از نمونه های اسف بار و غم انگیزآن کمپ ای چهار راهی قنبر در نزدیک قرغۀ شهر کابل است.  با تمول و جریان پولی که در افغانستان سرزیر است، دری کمح زمستان گذشته در یکشب ۲۷ کودک و طفل بی \ناه افغان تلف ګردیدند. 


در چنین یک حالت نا امیدی، پاکستان هر لحظه در صدد تعین ضرب الاجل است که در حدود دو ملیون بیپناه کمپ های آوارگان افغان را تخلیه نموده و به مملکت شان که رژیم و حکومت آن نتوانسته است که سر پناهی به گروه های قبلی مراجعت کنندکان و بیجا شدگان در اثر جنگ های مدهش داخلی تدارک دیده، آب و نانی به آنان برساند، ارسال دارد!!


همانطورکه قبلاً به عرض رسید، تشکیل حمایه از آوارگان جهان یا کمیساریای عالی ملل متحد امسال شامل شصت و یکنیم سال تأسیس خود گردید. این مؤسسۀ جهانی که مرکز آن شهر ژنو در سویس میباشد، یا به اثر درخواست ممالک و یا با تصامیم خود اوارگان یک مملکت را در سرزمین دیگری متمکن ساخته و پناه میدهد و حد اقل وسائل معیشت را برای آن بینوایان تدارک میبیند.  فعالیت این مؤسسه  در حقیقت عضوی برای پروژه های اقتصادی ملل متحد بشمار میرود. بعد از جنگ عمومی دوم و تشکیل ملل متحد در سال ۱۹۴۷، پیش بینی شد که موضوع  ملیون ها پناه گزینان و بیجا شدگان در اثر جنگ، مشکل بزرگی را بمیان می آورد، همان بود که  تشکیلی بنام مؤسسۀ بین المللی پناه گزینان تشکیل گردید.


بعد از تغیراتی چند، در مباحثات اسامبلۀ عمومی، بالاخره این مؤسسه بنام کمیساریای عالی پناه گزینان، جزئی از فعالیت های بشری و اقتثادی ملل متحد در سال ۱۹۴۹ عرض وجود نمود. این تشکیل حقوق بشر با فعالیت های متداوم در جهان، تا بحال برندۀ دو جائزۀ صلح نوبل در سال های ۱۹۵۴ و ۱۹۸۱ گردیده است. اینهم قسمتی از راپور مختصری از سیت بی بی سی که برای حالات ناگوار پناه گزینان افغان انتخاب گردیده است:


 


‘بیشترین پناهجویان جهان آوارگان افغانستان هستند’


 


کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان اعلام کرده است که مردم افغانستان کماکان بیشترین تعداد پناهجویان را در سراسر جهان تشکیل می دهند.


یک گزارش جدید این اداره، تعداد پناهجویان افغان را ۲.۷ میلیون نفر برآورد کرده است.


مطالب مرتبط



لینک‌های مرتبط


موضوعات مرتبط



البته آن عده از افغانهایی که در پاکستان و ایران مهاجر اند اما در دفاتر سازمان ملل متحد به عنوان پناهنده ثبت نشده است، شامل احصایۀ که کمیسیاریای عالی پناهندگان از میزان پناهجویان افغان، ارائه کرده است، نمی شوند.


‘سی هزار پناهجوی جدید’


افغانستان، در بیش از سی سال اخیر پیوسته با خشونت‌ و بی ثباتی روبرو بوده است.


نخستین گروه های شهروندان افغانستان در زمان اشغال کشورشان از سوی شوروی سابق آواره شدند، بعد هم آغاز جنگ های داخلی گروه های مجاهدین دور دیگری از مهاجرت های اجباری را به همراه داشت. حاکمیت گروه طالبان در افغانستان نیز شاهد موجی از فرار افغانها از کشورشان بود.


در ده سال اخیر، اگرچه وضعیت در شهرهای افغانستان نسبتا بهتر بوده، اما هنوز افغانها کشورهای مختلف جهان درخواست پناهندگی می دهند.


کمیساریای عالی ملل متحد در امور پناهندگان در افغانستان می گوید که در سال ۲۰۱۱، از جمله هشتصد هزار نفری که به تازگی در سراسر جهان پناهنده شده اند، بیش از سی هزار نفر، از مردم افغانستان هستند. به گفته مسئولان این اداره، بیشتر این افراد در کشورهای اروپایی پناهندگی داده اند.


گزارشها نشان می دهد که نا امنی و ترس از خشونت های دوامدار، دلیل عمده پناهندگی افغانها در سالهای اخیر بوده، اما دلایل دیگری از جمله مشکلات اقتصادی، نبود سرپناه و کار نیز در این روند نقش مهمی داشته است.


در بسیاری موارد، افغانها برای رسیدن به کشورهای اروپایی و استرالیا، راه های غیرقانونی و پرخطری را انتخاب می کنند که این سفر، در مواردی به قیمت جان شان تمام می شود.